گفتم در دلم امید نیست گفت :هرگز از رحمتم ناامید مباش

سوره زمر(آیه ی۵۳)

 

گفتم احساس تنهایی میکنم گفت از رگ گردن به تو

نزدیکترم (سوره قاف ۱۶)

 

گفتم انگار مرا از یاد برده ای گفت مرا یاد

کن تا یادت کنم (بقره۱۵۲)

 

گفتم در دلم شادی نیست گفت باید به

فضل رحمتم شادمان گردی(یونس۵۸)

 

گفتم تا کی باید صبر کنم؟

گفت همانا یاریم نزدیک است(بقره ۲۱۴)



تاريخ : یک شنبه 6 فروردين 1391برچسب:دلنوشته ی یک دوست, یک قدم تا خدا, | 21:53 | نویسنده : مجتبی |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

  • قناعت پيشه كردن، از عزت نفس است.

 

  • احمق ترين خلق كسي است كه خود را عاقلترين خلق بداند.

 

  • آفت وقار و هيبت مرد، شوخي است.

 

  • اگر چشم دل بينا نباشد، شنوائي گوش سودي ندهد.

 

  • با نيكان بدي مكن، چه آنان را از نيكي باز مي داري.

 

  • بالاترين بخشش آن است كه پيش از خواري خواستن باشد.

 

  • با پدران خود نيكي رفتار كنيد، تا پسرانتان به شما نيكي كنند.


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 28 اسفند 1390برچسب:, | 18:53 | نویسنده : مجتبی |

 مهدی باکری (۱۳۳۳ در میاندوآب-۲۵ بهمن ۱۳۶۳ در جزیره مجنون)، برادر علی باکری و حمید باکری، فرمانده لشکر ۳۱ عاشورا بود.

مهدی باکری یکسال بعد از برادرش حمید باکری، در عملیات بدر شهید و پیکرش در اروندرود ناپدید شد.

محتویات

  [نهفتن

زندگی قبل از جنگ [ویرایش]

مهدی باکری در سال ۱۳۳۳ در میاندوآب و در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمد. در همان آغاز کودکی مادرش را از دست داد. او و دوستانش نقش مهمی در برپایی تظاهرات شهر تبریز در ۱۵ خرداد۱۳۵۴ و ۱۳۵۵ داشتند. همان زمان وی توسط ساواک شناسایی شد و بارها برای بازجویی به ادارهٔ امنیت برده شد اما چون مدرکی علیه او نداشتند تحت نظر آزاد شد. پس از اخذ دیپلم وارد دانشگاه شد و در رشته مهندسی مکانیک شروع به تحصیل کرد. در حین دوران تحصیل خبر شهادت برادرش، علی باکری را به وی دادند. بدین ترتیب او دومین عضو خانواده خویش را نیز از دست داد.

با پیروزی انقلاب ایران باکری نقش فعالی در سازماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی داشت. مدتی هم دادستان دادگاه انقلاب ارومیه شد. او همزمان با فعالیت در سپاه، مسئوولیت شهرداری ارومیه را نیز بر عهده گرفت. با شروع جنگ ایران و عراق ازدواج کرد و بلافاصله پس از ازدواج (روز بعد از ازدواجش) عازم جبهه‌ها شد.

حضور در جبهه [ویرایش]

مهدی باکری در مدت کوتاهی مدارج ترقی را در جبهه طی کرد. در عملیات فتح المبین با عنوان معاون تیپ نجف اشرف توانست در کسب پیروزی موثر باشد. در همان عملیات از ناحیه چشم مجروح شد. پس از بهبود به جبهه بازگشت و در عملیات‌هایی چون عملیات بیت‌المقدس، رمضان، مسلم بن عقیل، والفجر مقدماتی، والفجر ۱ تا چهار و عملیات خیبر در سمت‌های مختلف شرکت کرد. در مجموعه عملیاتهای والفجر با عنوان فرمانده لشکر عاشورا در جبهه حضور داشت.

در عملیات خیبر زمانی که خبر شهید شدن برادرش را به وی دادند، بدون ابراز اندوه با خانواده‌اش تماس گرفت و چنین گفت:

« شهادت حمید یکی از الطاف الهی است که شامل حال خانواده ما شده‌است.  »

[۱]

در حین عملیات بدر و در حالیکه دشمن بعثی با محاصره کامل سربازان تحت امر باکری در جزیره مجنون در حال زدن تیر خلاص به سربازان مجروح باقی مانده بود، احمد کاظمی و محمود دولتی با اصرار از وی مي‌خواهند که با عبور از دجله و پیمودن فاصله۷۰۰ متری که میان خط اول و خط دوم حمله جان خود را نجات دهد؛ ولی این درخواست هربار با جواب منفی وی روبرو می‌شد تا اینکه بر اثر اصابت تیر مستقیم سربازان عراقی در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۳۶۳ کشته شد.[۲] در اين هنگام در حالی كه ياران او سعی در انتقال پيكرش بوسيله قايق به عقب را داشتند قایق هدف اصابت شلیک مستقیم آر پی جی یکی از سربازان بعثی قرار گرفته، در اروند رود غرق می‌شود. پیکر وی و سایر سربازانش هیچگاه یافت نشد و وی همچنان مفقودالجسد می‌باشد.

یادت بخیر بسیجی...



ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 25 اسفند 1390برچسب:مهدی باکری,مهدی,باکری, | 23:34 | نویسنده : مجتبی |

 همت و دروغ را دشمن سفارش می دهد و منافق می سازد و عوام فریب آن را پخش می کند و عامی آن را می پذیرد " .« معلم شهید دکتر علی شریعتی »

امام علی (ع)  : هیچ بدی و زشتی بدتر از دروغگویی نیست .

حضرت محمد (ص) : راستی پیشه کنید که آن دری از درهای بهشت است و از دروغ بپرهیزید ، که آن دری از درهای جهنم است.

امام صادق علیه‏السلام :

« اِذَا اتَّهَمَ المُؤُمِنُ اَخاهُ اِنماثَ الایمانُ مِن قَلبِهِ کَما یَنماثُ المِلحُ فِى الماءِ ؛ »

هرگاه مؤمن به برادر [دینى] خود تهمت بزند، ایمان در قلب او از میان مى‏رود، همچنان که نمک در آب، ذوب مى‏شود .

سوره نساء آیه 211 :

«مَن یَکْسِب خَطِیئَةً أَوْ إِثماً ثُمَّ یَرْمِ بِهِ بَرِیئاً فَقَدِ احْتَمَلَ بهْتَناً وَ إِثْماً مُّبِیناً . »

و کسى که خطا یا گناهى مرتکب شود سپس بی گناهى را متهم سازد بار بهتان و گناه آشکارى بر دوش گرفته است».

«وَالَّذِینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِناتِ بِغَیْرِ ما اکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتاناً وَإِثْماً مُبِیناً . »

و کسانى که مردان مؤمن و زنان مؤمن را بى آن که گناهى کرده باشند مى آزارند بهتان و گناه آشکارى را به دوش مى کشند (احزاب ،58).

پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله و سلّم :

«من بهت مؤمنا او مؤمنة او قال فیهما ما لیس فیه اقامه الله تعالى یوم القیامة على تل من نار حتى یخرج مما قاله. »

کسى که به مرد یا زن با ایمان تهمت بزند و یا درباره او چیزى بگوید که در او نیست، خداوند در روز قیامت او را بر تلى از آتش قرار مى دهد تا از مسئولیت آنچه گفته است در آید .

 


تاريخ : شنبه 20 اسفند 1390برچسب:دروغ,تهمت, | 12:49 | نویسنده : مجتبی |

    عمر همچون باد می گذرد و همینطور به راه خود ادامه می دهد ، ما مثل برگهای هستیم که روی درختان خشکیده ایم و با رنگها و نژادهای مختلف منتظر تلنگری هستیم تا به وسیله باد به زمین بی افتیم غافل از این که این رویه ادامه داشته و دارد و البته نباید خدا غافل شد چون همه امور به دست اوست و ناامید گناهی نابخشودنی است.

باید به خدا توکل کرد و از ذات حق  طلب مغفرت و عاقبت بخیری و سلامت جسم و جان کنیم ، چشم به آینده بدوزیم و همینطور که به فکر خویشتن خویشیم به فکر دوستان و آشنایان خود نیز باشیم و آنها را از یاد مبریم و همواره حق خویشاوندی را بجا بیاوریم.

معرفت در گرانی ست به هر کس ندهند           پر طاووس گران است به کرکس ندهند


تنها چیزی که در یادها و خاطرات می ماند اخلاق نیک و پسندیده است مال و ثروت مهمان امروز و فردا هستند و روزی هستند و روزی نیستند . به چشمان خود افرادی را دیدم که یک شبه پولدار و یک شبه ببی چیز گشتند پس تنها اخلاق و معرفت اند که در روزهای تنگدستی به داد ما می رسند.

هرگز به کودک تان نگویید پیشه آینده اش چه باشد. همواره به او ادب و ستایش به دیگران را آموزش دهید، چون با داشتن این ویژگیها همیشه او نگار مردم و شما در نیکبختی خواهید بود و اگر این گونه نباشد، هیچ پیشه ای نمی تواند به او و شما بزرگواری بخشد.((حکیم ارد بزرگ))

 

در انتها



تاريخ : جمعه 18 اسفند 1390برچسب:, | 23:48 | نویسنده : مجتبی |

 احادیث و سخنان گهربار امام علی (ع)

حضرت امیر امام علی(ع) فرمودند:

ش گشوده است و تمام درهای جهنم بر رویش بسته است: 1- خدا را بشناسد و اطاعتش نماید 2- شیطان را بشناسد و مخالفتش کند 3- راه حق و اهلش را بشناسد و به دنبالش برود 4- باطل و اهل آن را بشناسد و ترکشان گوید 5- دنیای حرام را بشناسد و رهایش سازد 6- آخرت را بشناسد و طلبش کند.    نصایح صفحۀ 248

احادیث و سخنان گهربار امام علی (ع)

حضرت امیر امام علی(ع) فرمودند:

22- امام علی (ع) : ریا کار چهار نشانه دارد: 1- هنگامی که تنهاست در عبادت خدا و ذکرش و اعمال خیر تنبل و کسل است 2- در میان مردم و جمع، در عبادت خدا و اعمال خیر کوشاست 3- چون از او تعریف کنند بیشتر کار می کند 4- هر گاه از عمل او تمجید و تعریفی نکنند کار خیر را ترک کند. نصایح صفحۀ 187

احادیث و سخنان گهربار امام علی (ع)

حضرت امیر امام علی(ع) فرمودند:

23- امام علی (ع) : به راستی که اهل خیر و شر را نمی توان تشخیص داد مگر به مردم. اگر می خواهی اهل خیر را بشناسی کار خیری را شروع کن؛ کسانی که آن کار را تایید می کنند و دنباله روی از آن می کنند اهل خیرند و اگر می خواهی شر و اهلش را بفهمی کار بدی را شروع کن همان کسانی که از آن پیروی می کنند اهل شرّند.                                             تحف العقول صفحۀ 215



ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 14 اسفند 1390برچسب:امام علی (ع), سخنان علی (ع), | 23:33 | نویسنده : مجتبی |

بسم الله الرحمن الرحیم

همیشه با این نام شروع کنید که آرامش بخش و تسکین دهنده است به خاطر رحمانیت و رحیم بودن خداوند

شهادت امام رضا (ع) را به امت شیعه تسلیت عرض می نمایم

 

 

 

منبع :http://www.imamreza.net

 

 


 

آشناى غريبان
 

كاش يك شب باز مهمان دو چشمت می‌شدم   ريزه خوار مشرق خوان دو چشمت می‌شدم
كـاش يك شب می‌گذشتم از فراز چشم تو   گرم گلگشـت خـراسان دو چشمت می‌شدم
كـاش يـك شب می‌سرودم گنبد زرد تو را   فارغ از دنيا، غزلخوان دو چشمت می‌شدم
كاش يك شب می‌نشستم بر ضريح چشم تو   بـاز هـم پـابـند پيمان دو چشمت می‌شدم
صحن و ايوان تو را اى كاش جارو می‌زدم   چـون كـبوترها نگهبان دو چشمت می‌شدم
ضـامن آهـوست چشمان دو شهد روشنت   كـاش آهـوى بـيابان دو چشمت می‌شدم
كاش يك شب معرفت می‌چيدم از چشمان تو   غـرق در درياى عرفان دو چشمت می‌شدم
كـاش يك شب می‌شدم خيس نگـاه سبز تو   شـاهد اعـجاز بـاران دو چشمت می‌شدم
كاش يك شب نور می‌نوشيدم از چشمان تو   مـی‌درخشيدم، چراغان دو چشمت می‌شدم
سخت شيرين است طعم روشن چـشمان تو   كاش يك شب باز مهمان دو چشمت می‌شدم

 

 
رضا اسماعيلی

 



تاريخ : سه شنبه 4 بهمن 1390برچسب:امام رضا (ع), شهادت امام رضا(ع), | 12:36 | نویسنده : مجتبی |

 

اگر چه عشق و وفا را به غایت آوردم

هجوم بی کسی ام را برایت آوردم

من از تظاهر نامحرمان عزا دارم

هزار غم ز هزاران حکایت آوردم

کسی که درد ندیده ز درد راوی نیست

به چشم آنچه که دیدم روایت آوردم

مرور تلخ ترین خاطرات من وقتی است

که آستین به سر بچه هایت آوردم

زافترای کنیزی تمام دلها ریخت

ومن پناه به آه و دعایت اوردم

گهی که بر لب تو چوب خیزران می خورد

به آیه شإن نزول ولایت آوردم

برای آنکه به نام تو لطمه ای نرسد

هماره اسم تو را با درایت آوردم

به گریه های غریبم اگر چه خندیدند

بهار گریه سوی کربلایت آوردم

فدای پیرهن پاره ات که با چه دلی

نشان ز خاطره آشنایت آوردم

دگر به شام کسی سب مرتضی نکند

شهیده دادم و داغش برایت آوردم

طنین صوت علی را به کوفه افکندم

رشام غافله را با صدایت آوردم

سر تو سایه به سایه چراغ محمل بود

قدی خمیده کنون پیش پایت آوردم

کنار قبر تو دلهای پر حرارت را

به یاد سوختن خیمه هایت آوردم

ببین که چادر من پرچم عزای تو شد

نوا و زمزمه در نینوایت آوردم

هر آنکه فاتح دلهاست چون تو پیروز است

ببین دل همه را مبتلایت آوردم

محمود ژولیده
منبع : سایت شیعتی

 



تاريخ : شنبه 24 دی 1390برچسب:اربعین,اربعین حسینی,امام حسین (ع), | 23:36 | نویسنده : مجتبی |

گهواره تکان میخورد ٬ آرام نگیرد

از سینه خشکیده دگر کام نگیرد


حالا که شنیدست ندا ‌«ینصرنی» را

جز عزم به میدان ٬ کمک انجام نگیرد

 


تشنه ست٬ ولی معرفت این است که دیگر

از دست کسی غیر نبی ٬ جام نگیرد


با گریه ی بی اشک صدا کرد پدر را

تا یکّه به میدان بلا گام نگیرد


بر سینه خود تنگ گرفتش شه والا

آنگونه که کس یار دلارام نگیرد


آورد به میدان به سر دست که گویی

جز بر سر دست پدر آرام نگیرد


در مذهب آن بی صفتان بود وگرنه

با تیر ٬ کس آهو بچه ای رام نگیرد


خندید به روی پدر آندم که رهاشد

مرغی که دگر دانه از این دام نگیرد



تاريخ : سه شنبه 8 آذر 1390برچسب:, | 20:35 | نویسنده : مجتبی |

کلمهٔ لا اله الا الله دژ استوار من است، پس هر کس در این حصار وارد شد، از عذابم محفوظ است.

سلام بر آن تربت مطهر / سلام بر آن مرد خفت در توس / سلام بر آن امام رئوف

یا علی ابن موسی الرضا ضامن ما هم شو   که سر درگم و حیران گشته ایم چاره ی کن یا رضا از این شب ظلمانی راه نجاتمان شو تا راه را بیابیم  قسم به مادرت زهرای اطهر (س) نظری کن یا رضا یا رضا ...

چشمه‌هاي خروشان تو را مي‌شناسند
موج‌هاي پريشان تو را مي‌شناسند

                                                  پرسش تشنگي را تو آبي، جوابي
                                                  ريگ‌هاي بيابان تو را مي‌شناسند

نام تو رخصت رويش است و طراوت
زين سبب برگ و باران تو را مي‌شناسند

                                                 از نشابور بر موجي از «لا» گذشتي
                                                 اي كه امواج طوفان تو را مي‌شناسند

اينك اي خوب، فصل غريبي سر آمد
چون تمام غريبان تو را مي‌شناسند

                                                 كاش من هم عبور تو را ديده بودم
                                                 كوچه‌هاي خراسان، تو را مي‌شناسند

شعر از قیصر امین پور



تاريخ : شنبه 16 مهر 1390برچسب:امام رضا (ع) , رضا (ع) , خفته در توس , علی ابن موسی الرضا, | 23:43 | نویسنده : مجتبی |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 6 صفحه بعد
لحظه ی با خدا

 گفتم در دلم امید نیست گفت :هرگز از رحمتم ناامید مباش

سوره زمر(آیه ی۵۳)

 

گفتم احساس تنهایی میکنم گفت از رگ گردن به تو

نزدیکترم (سوره قاف ۱۶)

 

گفتم انگار مرا از یاد برده ای گفت مرا یاد

کن تا یادت کنم (بقره۱۵۲)

 

گفتم در دلم شادی نیست گفت باید به

فضل رحمتم شادمان گردی(یونس۵۸)

 

گفتم تا کی باید صبر کنم؟

گفت همانا یاریم نزدیک است(بقره ۲۱۴)



تاريخ : یک شنبه 6 فروردين 1391برچسب:دلنوشته ی یک دوست, یک قدم تا خدا, | 21:53 | نویسنده : مجتبی |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

  • قناعت پيشه كردن، از عزت نفس است.

 

  • احمق ترين خلق كسي است كه خود را عاقلترين خلق بداند.

 

  • آفت وقار و هيبت مرد، شوخي است.

 

  • اگر چشم دل بينا نباشد، شنوائي گوش سودي ندهد.

 

  • با نيكان بدي مكن، چه آنان را از نيكي باز مي داري.

 

  • بالاترين بخشش آن است كه پيش از خواري خواستن باشد.

 

  • با پدران خود نيكي رفتار كنيد، تا پسرانتان به شما نيكي كنند.


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 28 اسفند 1390برچسب:, | 18:53 | نویسنده : مجتبی |

 مهدی باکری (۱۳۳۳ در میاندوآب-۲۵ بهمن ۱۳۶۳ در جزیره مجنون)، برادر علی باکری و حمید باکری، فرمانده لشکر ۳۱ عاشورا بود.

مهدی باکری یکسال بعد از برادرش حمید باکری، در عملیات بدر شهید و پیکرش در اروندرود ناپدید شد.

محتویات

  [نهفتن

زندگی قبل از جنگ [ویرایش]

مهدی باکری در سال ۱۳۳۳ در میاندوآب و در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمد. در همان آغاز کودکی مادرش را از دست داد. او و دوستانش نقش مهمی در برپایی تظاهرات شهر تبریز در ۱۵ خرداد۱۳۵۴ و ۱۳۵۵ داشتند. همان زمان وی توسط ساواک شناسایی شد و بارها برای بازجویی به ادارهٔ امنیت برده شد اما چون مدرکی علیه او نداشتند تحت نظر آزاد شد. پس از اخذ دیپلم وارد دانشگاه شد و در رشته مهندسی مکانیک شروع به تحصیل کرد. در حین دوران تحصیل خبر شهادت برادرش، علی باکری را به وی دادند. بدین ترتیب او دومین عضو خانواده خویش را نیز از دست داد.

با پیروزی انقلاب ایران باکری نقش فعالی در سازماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی داشت. مدتی هم دادستان دادگاه انقلاب ارومیه شد. او همزمان با فعالیت در سپاه، مسئوولیت شهرداری ارومیه را نیز بر عهده گرفت. با شروع جنگ ایران و عراق ازدواج کرد و بلافاصله پس از ازدواج (روز بعد از ازدواجش) عازم جبهه‌ها شد.

حضور در جبهه [ویرایش]

مهدی باکری در مدت کوتاهی مدارج ترقی را در جبهه طی کرد. در عملیات فتح المبین با عنوان معاون تیپ نجف اشرف توانست در کسب پیروزی موثر باشد. در همان عملیات از ناحیه چشم مجروح شد. پس از بهبود به جبهه بازگشت و در عملیات‌هایی چون عملیات بیت‌المقدس، رمضان، مسلم بن عقیل، والفجر مقدماتی، والفجر ۱ تا چهار و عملیات خیبر در سمت‌های مختلف شرکت کرد. در مجموعه عملیاتهای والفجر با عنوان فرمانده لشکر عاشورا در جبهه حضور داشت.

در عملیات خیبر زمانی که خبر شهید شدن برادرش را به وی دادند، بدون ابراز اندوه با خانواده‌اش تماس گرفت و چنین گفت:

« شهادت حمید یکی از الطاف الهی است که شامل حال خانواده ما شده‌است.  »

[۱]

در حین عملیات بدر و در حالیکه دشمن بعثی با محاصره کامل سربازان تحت امر باکری در جزیره مجنون در حال زدن تیر خلاص به سربازان مجروح باقی مانده بود، احمد کاظمی و محمود دولتی با اصرار از وی مي‌خواهند که با عبور از دجله و پیمودن فاصله۷۰۰ متری که میان خط اول و خط دوم حمله جان خود را نجات دهد؛ ولی این درخواست هربار با جواب منفی وی روبرو می‌شد تا اینکه بر اثر اصابت تیر مستقیم سربازان عراقی در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۳۶۳ کشته شد.[۲] در اين هنگام در حالی كه ياران او سعی در انتقال پيكرش بوسيله قايق به عقب را داشتند قایق هدف اصابت شلیک مستقیم آر پی جی یکی از سربازان بعثی قرار گرفته، در اروند رود غرق می‌شود. پیکر وی و سایر سربازانش هیچگاه یافت نشد و وی همچنان مفقودالجسد می‌باشد.

یادت بخیر بسیجی...



ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 25 اسفند 1390برچسب:مهدی باکری,مهدی,باکری, | 23:34 | نویسنده : مجتبی |

 همت و دروغ را دشمن سفارش می دهد و منافق می سازد و عوام فریب آن را پخش می کند و عامی آن را می پذیرد " .« معلم شهید دکتر علی شریعتی »

امام علی (ع)  : هیچ بدی و زشتی بدتر از دروغگویی نیست .

حضرت محمد (ص) : راستی پیشه کنید که آن دری از درهای بهشت است و از دروغ بپرهیزید ، که آن دری از درهای جهنم است.

امام صادق علیه‏السلام :

« اِذَا اتَّهَمَ المُؤُمِنُ اَخاهُ اِنماثَ الایمانُ مِن قَلبِهِ کَما یَنماثُ المِلحُ فِى الماءِ ؛ »

هرگاه مؤمن به برادر [دینى] خود تهمت بزند، ایمان در قلب او از میان مى‏رود، همچنان که نمک در آب، ذوب مى‏شود .

سوره نساء آیه 211 :

«مَن یَکْسِب خَطِیئَةً أَوْ إِثماً ثُمَّ یَرْمِ بِهِ بَرِیئاً فَقَدِ احْتَمَلَ بهْتَناً وَ إِثْماً مُّبِیناً . »

و کسى که خطا یا گناهى مرتکب شود سپس بی گناهى را متهم سازد بار بهتان و گناه آشکارى بر دوش گرفته است».

«وَالَّذِینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِناتِ بِغَیْرِ ما اکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتاناً وَإِثْماً مُبِیناً . »

و کسانى که مردان مؤمن و زنان مؤمن را بى آن که گناهى کرده باشند مى آزارند بهتان و گناه آشکارى را به دوش مى کشند (احزاب ،58).

پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله و سلّم :

«من بهت مؤمنا او مؤمنة او قال فیهما ما لیس فیه اقامه الله تعالى یوم القیامة على تل من نار حتى یخرج مما قاله. »

کسى که به مرد یا زن با ایمان تهمت بزند و یا درباره او چیزى بگوید که در او نیست، خداوند در روز قیامت او را بر تلى از آتش قرار مى دهد تا از مسئولیت آنچه گفته است در آید .

 


تاريخ : شنبه 20 اسفند 1390برچسب:دروغ,تهمت, | 12:49 | نویسنده : مجتبی |

    عمر همچون باد می گذرد و همینطور به راه خود ادامه می دهد ، ما مثل برگهای هستیم که روی درختان خشکیده ایم و با رنگها و نژادهای مختلف منتظر تلنگری هستیم تا به وسیله باد به زمین بی افتیم غافل از این که این رویه ادامه داشته و دارد و البته نباید خدا غافل شد چون همه امور به دست اوست و ناامید گناهی نابخشودنی است.

باید به خدا توکل کرد و از ذات حق  طلب مغفرت و عاقبت بخیری و سلامت جسم و جان کنیم ، چشم به آینده بدوزیم و همینطور که به فکر خویشتن خویشیم به فکر دوستان و آشنایان خود نیز باشیم و آنها را از یاد مبریم و همواره حق خویشاوندی را بجا بیاوریم.

معرفت در گرانی ست به هر کس ندهند           پر طاووس گران است به کرکس ندهند


تنها چیزی که در یادها و خاطرات می ماند اخلاق نیک و پسندیده است مال و ثروت مهمان امروز و فردا هستند و روزی هستند و روزی نیستند . به چشمان خود افرادی را دیدم که یک شبه پولدار و یک شبه ببی چیز گشتند پس تنها اخلاق و معرفت اند که در روزهای تنگدستی به داد ما می رسند.

هرگز به کودک تان نگویید پیشه آینده اش چه باشد. همواره به او ادب و ستایش به دیگران را آموزش دهید، چون با داشتن این ویژگیها همیشه او نگار مردم و شما در نیکبختی خواهید بود و اگر این گونه نباشد، هیچ پیشه ای نمی تواند به او و شما بزرگواری بخشد.((حکیم ارد بزرگ))

 

در انتها



تاريخ : جمعه 18 اسفند 1390برچسب:, | 23:48 | نویسنده : مجتبی |

 احادیث و سخنان گهربار امام علی (ع)

حضرت امیر امام علی(ع) فرمودند:

ش گشوده است و تمام درهای جهنم بر رویش بسته است: 1- خدا را بشناسد و اطاعتش نماید 2- شیطان را بشناسد و مخالفتش کند 3- راه حق و اهلش را بشناسد و به دنبالش برود 4- باطل و اهل آن را بشناسد و ترکشان گوید 5- دنیای حرام را بشناسد و رهایش سازد 6- آخرت را بشناسد و طلبش کند.    نصایح صفحۀ 248

احادیث و سخنان گهربار امام علی (ع)

حضرت امیر امام علی(ع) فرمودند:

22- امام علی (ع) : ریا کار چهار نشانه دارد: 1- هنگامی که تنهاست در عبادت خدا و ذکرش و اعمال خیر تنبل و کسل است 2- در میان مردم و جمع، در عبادت خدا و اعمال خیر کوشاست 3- چون از او تعریف کنند بیشتر کار می کند 4- هر گاه از عمل او تمجید و تعریفی نکنند کار خیر را ترک کند. نصایح صفحۀ 187

احادیث و سخنان گهربار امام علی (ع)

حضرت امیر امام علی(ع) فرمودند:

23- امام علی (ع) : به راستی که اهل خیر و شر را نمی توان تشخیص داد مگر به مردم. اگر می خواهی اهل خیر را بشناسی کار خیری را شروع کن؛ کسانی که آن کار را تایید می کنند و دنباله روی از آن می کنند اهل خیرند و اگر می خواهی شر و اهلش را بفهمی کار بدی را شروع کن همان کسانی که از آن پیروی می کنند اهل شرّند.                                             تحف العقول صفحۀ 215



ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 14 اسفند 1390برچسب:امام علی (ع), سخنان علی (ع), | 23:33 | نویسنده : مجتبی |

بسم الله الرحمن الرحیم

همیشه با این نام شروع کنید که آرامش بخش و تسکین دهنده است به خاطر رحمانیت و رحیم بودن خداوند

شهادت امام رضا (ع) را به امت شیعه تسلیت عرض می نمایم

 

 

 

منبع :http://www.imamreza.net

 

 


 

آشناى غريبان
 

كاش يك شب باز مهمان دو چشمت می‌شدم   ريزه خوار مشرق خوان دو چشمت می‌شدم
كـاش يك شب می‌گذشتم از فراز چشم تو   گرم گلگشـت خـراسان دو چشمت می‌شدم
كـاش يـك شب می‌سرودم گنبد زرد تو را   فارغ از دنيا، غزلخوان دو چشمت می‌شدم
كاش يك شب می‌نشستم بر ضريح چشم تو   بـاز هـم پـابـند پيمان دو چشمت می‌شدم
صحن و ايوان تو را اى كاش جارو می‌زدم   چـون كـبوترها نگهبان دو چشمت می‌شدم
ضـامن آهـوست چشمان دو شهد روشنت   كـاش آهـوى بـيابان دو چشمت می‌شدم
كاش يك شب معرفت می‌چيدم از چشمان تو   غـرق در درياى عرفان دو چشمت می‌شدم
كـاش يك شب می‌شدم خيس نگـاه سبز تو   شـاهد اعـجاز بـاران دو چشمت می‌شدم
كاش يك شب نور می‌نوشيدم از چشمان تو   مـی‌درخشيدم، چراغان دو چشمت می‌شدم
سخت شيرين است طعم روشن چـشمان تو   كاش يك شب باز مهمان دو چشمت می‌شدم

 

 
رضا اسماعيلی

 



تاريخ : سه شنبه 4 بهمن 1390برچسب:امام رضا (ع), شهادت امام رضا(ع), | 12:36 | نویسنده : مجتبی |

 

اگر چه عشق و وفا را به غایت آوردم

هجوم بی کسی ام را برایت آوردم

من از تظاهر نامحرمان عزا دارم

هزار غم ز هزاران حکایت آوردم

کسی که درد ندیده ز درد راوی نیست

به چشم آنچه که دیدم روایت آوردم

مرور تلخ ترین خاطرات من وقتی است

که آستین به سر بچه هایت آوردم

زافترای کنیزی تمام دلها ریخت

ومن پناه به آه و دعایت اوردم

گهی که بر لب تو چوب خیزران می خورد

به آیه شإن نزول ولایت آوردم

برای آنکه به نام تو لطمه ای نرسد

هماره اسم تو را با درایت آوردم

به گریه های غریبم اگر چه خندیدند

بهار گریه سوی کربلایت آوردم

فدای پیرهن پاره ات که با چه دلی

نشان ز خاطره آشنایت آوردم

دگر به شام کسی سب مرتضی نکند

شهیده دادم و داغش برایت آوردم

طنین صوت علی را به کوفه افکندم

رشام غافله را با صدایت آوردم

سر تو سایه به سایه چراغ محمل بود

قدی خمیده کنون پیش پایت آوردم

کنار قبر تو دلهای پر حرارت را

به یاد سوختن خیمه هایت آوردم

ببین که چادر من پرچم عزای تو شد

نوا و زمزمه در نینوایت آوردم

هر آنکه فاتح دلهاست چون تو پیروز است

ببین دل همه را مبتلایت آوردم

محمود ژولیده
منبع : سایت شیعتی

 



تاريخ : شنبه 24 دی 1390برچسب:اربعین,اربعین حسینی,امام حسین (ع), | 23:36 | نویسنده : مجتبی |

گهواره تکان میخورد ٬ آرام نگیرد

از سینه خشکیده دگر کام نگیرد


حالا که شنیدست ندا ‌«ینصرنی» را

جز عزم به میدان ٬ کمک انجام نگیرد

 


تشنه ست٬ ولی معرفت این است که دیگر

از دست کسی غیر نبی ٬ جام نگیرد


با گریه ی بی اشک صدا کرد پدر را

تا یکّه به میدان بلا گام نگیرد


بر سینه خود تنگ گرفتش شه والا

آنگونه که کس یار دلارام نگیرد


آورد به میدان به سر دست که گویی

جز بر سر دست پدر آرام نگیرد


در مذهب آن بی صفتان بود وگرنه

با تیر ٬ کس آهو بچه ای رام نگیرد


خندید به روی پدر آندم که رهاشد

مرغی که دگر دانه از این دام نگیرد



تاريخ : سه شنبه 8 آذر 1390برچسب:, | 20:35 | نویسنده : مجتبی |

کلمهٔ لا اله الا الله دژ استوار من است، پس هر کس در این حصار وارد شد، از عذابم محفوظ است.

سلام بر آن تربت مطهر / سلام بر آن مرد خفت در توس / سلام بر آن امام رئوف

یا علی ابن موسی الرضا ضامن ما هم شو   که سر درگم و حیران گشته ایم چاره ی کن یا رضا از این شب ظلمانی راه نجاتمان شو تا راه را بیابیم  قسم به مادرت زهرای اطهر (س) نظری کن یا رضا یا رضا ...

چشمه‌هاي خروشان تو را مي‌شناسند
موج‌هاي پريشان تو را مي‌شناسند

                                                  پرسش تشنگي را تو آبي، جوابي
                                                  ريگ‌هاي بيابان تو را مي‌شناسند

نام تو رخصت رويش است و طراوت
زين سبب برگ و باران تو را مي‌شناسند

                                                 از نشابور بر موجي از «لا» گذشتي
                                                 اي كه امواج طوفان تو را مي‌شناسند

اينك اي خوب، فصل غريبي سر آمد
چون تمام غريبان تو را مي‌شناسند

                                                 كاش من هم عبور تو را ديده بودم
                                                 كوچه‌هاي خراسان، تو را مي‌شناسند

شعر از قیصر امین پور



تاريخ : شنبه 16 مهر 1390برچسب:امام رضا (ع) , رضا (ع) , خفته در توس , علی ابن موسی الرضا, | 23:43 | نویسنده : مجتبی |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 6 صفحه بعد